السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

28

تفسير الميزان ( فارسي )

هم دشمن خودش ، پس هر دو اسرائيلى نبوده‌اند و نيز اين جمله تاييد مىكند كه گوينده جمله « اى موسى مىخواهى چنين و چنان كنى » اسرائيلى بوده ، نه قبطى ، براى اينكه سياق اين جمله سياق ملامت و شكايت است . * ( « وَجاءَ رَجُلٌ مِنْ أَقْصَى الْمَدِينَةِ يَسْعى قالَ يا مُوسى إِنَّ الْمَلأَ يَأْتَمِرُونَ بِكَ لِيَقْتُلُوكَ . . . » ) * كلمه « ياتمرون » از مصدر « ائتمار » مشتق است ، كه به معناى مشورت و خيرخواهى ، و ضد خيانت است . و ظاهرا جمله * ( « مِنْ أَقْصَى الْمَدِينَةِ » ) * قيد است براى جمله « جاء » . و ظاهر آيه اين است كه : اين ائتمار و مشورت در حضور فرعون و به دستور او صورت گرفته ، و اين مردى كه آمد و به موسى خبر داد كه تصميم گرفته‌اند تو را بكشند ، از همان مجلس آمده ، و قصر فرعون در اقصى و بيرون شهر مصر بوده ، موسى را از تصميم خطرناك آنان خبردار كرد ، و اشاره كرد كه از شهر بيرون شود . اين استيناسى كه از آيه مورد بحث كرديم ، نظريه سابق را كه گفتيم قصر فرعون و محل سكونتش بيرون شهر بوده ، تاييد مىكند و معناى آيه روشن است . * ( « فَخَرَجَ مِنْها خائِفاً يَتَرَقَّبُ قالَ رَبِّ نَجِّنِي مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ » ) * پس از شهر بيرون شد ، در حالى كه ترسان و نگران پشت سر بود ، گفت پروردگارا مرا از شر مردم ستمكار نجات بده . و در اين تاييدى است بر اين كه حضرت موسى آن عملش را كه به خطا مرد قبطى را كشت ، براى خويش جرم نمىدانست . بحث روايتى در تفسير قمى مىگويد : موسى هم چنان نزد فرعون با ناز و نعمت زندگى مىكرد ، تا به حد بلوغ و مردى رسيد ، و موسى ( ع ) در اين مدت با فرعون گفتگو از توحيد مىكرد ، و فرعون سخت او را از اين سخنها بازمىداشت ، تا آنكه تصميم گرفت او را از بين ببرد ، موسى ناگزير از كاخ او بيرون گشته ، و وارد شهر شد ، در شهر دو نفر را ديد كه يكديگر را كتك مىزدند ، يكى در دين موسى بود ، و ديگرى در دين فرعون ، آن مردى كه در دين موسى بود موسى را به كمك طلبيد ، موسى ( ع ) او را كمك كرد ، و دشمنش را سيلى زد ، ولى همين سيلى به زندگى او خاتمه داد ، ناگزير موسى در شهر متوارى شد .